سفـر روح تجربـه اي منحصـر به فـرد و متضمـن بـاور بقـاي روح است.
دستـاورد اين تجربـهء درونـي، عشق به تمـاميت هستـي ودرك زيبايـي آن است.
سفر روح را نمي توان در موعظه ها ودر قالب محدود تجربه كرد.
« شريعت ـ كي ـ سوگماد »
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 9:52  توسط شبدا
سفر روح
مقصود اصلي از سفر روح يافتن اقليم بهشتي خداست . سفر روح كليداصلي براي گشودن اسرار جهان معنوي است . اين وسيله اي است براي رسيدن به اقليم روح كه به عنوان سرزمين بهشت ساخته شده است . جائي كه خدا سرچشمة خود رادر مركز تمامي هستي ها تأ سيس كرده ا ست . جدا از اين حقيقت ، ما مقصو دي ديگر براي اكنكا ر ، در جهاني كه درآن زندگي مي كنيم ، مي يابيم ، و آن حل مسائل زندگيمان ازطريق سفر روح است . رمز سفر روح ، جدائي روح از بدن از سه اصل اسا سي و بنياني تشكيل شده است واين سه اصل عبارتند از : تفكر ،نور وصوت . هر يك از اين سه داراي نقشي در ترك ارادي بدن وبازگشت به آن مي باشد . تفكر ، آ ن اصل كه به عنوان فعاليت مي شناسيم ، توسط قوة تخيل به انجام مي رسد ، با قرار دادن نيت مان در موقعيت ياعملي خاص ، كالبدهاي دروني مان در محدودة سه جهان اول ، دنباله روي فكرمان خواهند بود . نيت اصلي دراين است كه بايك سفير روح كه مي تواند ما رادر كسب تجربه در حالت خارج از بدن يار ي دهد . ارتباط برقرار كنيم . بخش دوم از اين سه اصل با نور هستي مربوط مي شود كه به نوبة خود مطالعه اي كامل است . براي كساني كه اين نور رادرشكل خالصش دريافت كنند خرد ، عشق وبركت به ارمغان مي آورد . واغلب بهصورت يك شعلة گلي رنگ ، مانند ردائي به دور شخصي كه انتخاب شده است مي پيچد . نور خدا هنگامي كه خود را از طريق روح دريك فرد ملاقات مي كندتبعيض قائل نمي شود . اين نور برهر كسي كه باز بوده وآ مادة در يافتش باشد جلوه مي كند ، صوت سومين ومهمترين بخش از اين سه اصل است . صوت تم اصلي تمام اديان ونيروي آ فريننده وحفظ كنندةتمام جهان ها ، از جمله جهان مادي است . صوت تمامي وجود الهي است وتمامي خصوصيات اورا دربرمي گيرد . هنگامي كه شخص قابليت سفر روح رادر خود توسعه دهد گوش معنوي او قادر به شنيدن صدا ها شده واز آ ن لحظه تزكية ذهن و روح او آغاز مي شود . كسي كه قابليت سفر روح دارد مي تواند بانشستن در سكوت و به حالت استراحت مطلق در آ وردن خود ، آ نرا تمرين كند . هنگامي كه اين تجربه در چندين جلسة تمرين ادامه پيدا كند ، تمرين كننده در مي يابد كه صدا توسط گوش درون شنيده خواهد شد و نور در پيش چشمهاي معنوي او شروع به ظاهر شدن مي كند . رسيدن به اين مرحله به تمرين نياز دارد و بايد با شكيبائي در انتظار وقوع آن باشيم . براي يك روح سفر به جهان هاي بهشتي يك سفر تنهاست زيرا بجز سفير روح يا را هنمائي كه او را به ناحية پنجم برده و در آنجا رهايش مي كند به ندرت اتفاق افتاده كه كسي ديگر در كنارش باشد . اين سفر حقيقتا سفري است تنها در راه باز گشت به خانة بهشتي . استاد درون در بسيار ي از اوقات در آ گاهي در وني انسان ظاهر مي شود بخصوص هنگامي كه چلا درحال عبادت است شكل معلم ممكن است در پردة ذهن ظاهر شود . اين شكل باچلا حر ف مي زند وبه او دستوراتي معنوي مي دهد . واغلب او راباخود به اكتشاف طبقات بالاتر مي برد هدف استاد اين است كه نحوةجدا كردن روح از كالبد را به ما نشان داده وراه صحيح را به سمت بهشت به ما بنماياند . هيچ كس د يگر قادر به اين كار نيست . اين جهان هاي مخصوص ، تخيلات ذهن يا تصورات نيستند بلكه واقعياتي هستند كه ما پس از رسيدن به درجاتي در تجربة خارج از بدن يا آن چه سفر روح مي ناميم بدان آ گاه خواهيم شد . تجربه نمائي ، همراه با فهم وبينش نسبت به ذات اين هستي و مشاهدة اين كه تمامي حيا ت برچه استوار است در نتيجة سفر به اقليم الهي ا ست . اما سريعترين راه براي نيل به اين هدف از طريق سفر روح ميسر است . چون دير يازود هر فردي كه جستجوئي سخت كوشانه وجدي را در خصوص زندگي معنوي در پيش گرفته باشد به طريق اكنكا ر خواهد پيوست . طريق دانش سفر روح .
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 9:45  توسط شبدا
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 10:54  توسط شبدا
مباني دانش اكنكاربراساس بينش به زندگي و وقايع زندگي روزمره است.
هر چنـد سـاده و نـاچيزباشنـد. اما هميـن وقايـع روزمـره، بوجـود آورنـده تمـاميت زندگي ماست. با بهرگيـري ازاين دانش لحظـه هاي زندگـي پا بر عرصه اي مي گـذارد كـه توسط ساده تـرين روابـط، راه حـل بزرگتـريـن مشكلات وموانع اهدافمان را بدست آوريم. راه حل آنچه كه به جهت كسب آن تـلاش مي نمـايـم، تنـها بـراسـاس بينـش فردي ماسـت. بـا گستـرش آن
توانائيـها همچنيـن تمامـي نكات عطف استعدادهاي بالقوه را بدست خواهيم آورد. بيشترين مشكلات ما ناشي از عدم آگاهي به زندگي است.
دانش اكنكار به جهت اصلاحات اجتماعي وعمومي بوجـود نيـامده است و اساسأ هدف آن نيست. بلكه بـراسـاس گستـرش بينش فـردي است وضعيت آگاهي ما بستگي به شرايط گذشته و آينده نيست. بلكه بينش و آگاهي فردي وضعيتـي است در حـالت بودن، كه بهتـرين انتخابها را درچـگونگي روند زندگي بدست مي آورد.
تمرينـات و تعاليم اين دانش برابربا تمامي عقايد وسايراصول فرهنـگ يك ملت است، هميـن اصل، ايـن دانش را از تمامـي مكـتب و فرقه ها و ساير طريقتها كه از ساير فرهنـگ ممالك ديگر بوجود آمده است جدا مي نمايد. درحاليكه تمامـي مكاتب فلسفـي، ماوراءطبيعـه، فراروانشنـاسـي هـركـدام داراي پيوندي ظريف با اين دانش اند. دانش اكنكار داراي اين قابليت است كه با تمامي علوم بشري خود را هماهنگ نمايد و برابربا تمامي باورهاي انساني به صورت تجربي، تجلي يابد.
به طور طبيعي هرفردي درزندگـي داراي خلاقيت ها ونقاط ضعفي است از ديـدگاه اين دانش تمامـي ضعفها ونقـاط قوت بخش ما تنها به جهت رشد وشكـوفـائي بينـش ماست. حتـي در منفي تريـن شرايـط مي تـوان بهتـرين امتيـازات را به دست آورد طبق اصول ايـن دانش ما آنيـم كه خود بـوجود آورنده زندگيمان هستيم. تمامي شكستها وموفقيتها پيامدي از زندگي هستند كه به رشد وشكوفائي ما كمك مي كنند. پس آنچه كه مي انديشيم در زندگي روزمره در قالبهاي متفاوت طبق وقايع روزمره با آن روبرو خواهيم شد. اساس اين دانش ايجاد تعادل ميـان وقايع مثبت ومنفي است. به گونه اي كه تمامي وقايع زندگي چه خوب وچه بـد تأثيري بر بينش واهداف حقيقـي ما نداشتـه باشد. اين تنـها وضعيت مطلوبي از آگاهـي است كه ما را با تمامي آنچه كه به سويمان مي آيد هماهنگ مي سازد. دراين وضعيت ما توانائـي پيوند با آگاهي كيهاني را خواهيم داشت. و شاهد نظام كيهاني خواهيـم بود.
بر خلاف تمامي آنچه كه درزندگي در دو قطب منفي ومثبت است تماميت هستي در نظمي يكپارچـه در چرخـه اي از تكامـل است. در اينجاست كـه تمامـي ناباوريـها، بيهـودگيـها و تمامـي شرايـط نامطلـوب زنـدگـي رنـگ
مي بازد وما شناخت كيهاني خويش را بـدست خواهيم آورد. كه به عنـوان يـك انـسان چـه موجوديتـي را درنـظم آفرينـش وهستـي دارا مي باشيـم. و تمامي عقايد وباورهاي ما در زندگي چه نقشي را ايفا مي نمايند. وضعيت شناخت فردي تنها وابسته به دريافت مستقيم از زندگي است. بر اساس اين بينش، افراد يك جامعه و خانواده داراي وضعيتهاي آگاهي متفاوتي هستند.
پس بالا بردن بينش فردي براي وحدت يافتـن با تمامي وضعيتـهاي آگاهي لازم است. بنابرايـن مي توانيـم با شنـاخت عـدم دخـالت درحـوزه آگـاهـي
ديـگران، خـود را نيـزمصون وحفـظ نمائيـم. تمرينـات وتعاليـم ايـن دانـش مرحلـه اي از تعادل را به صورت تجربي به ما اهداء مي نمايد. برخلاف تمامي متـدها و روشـهاي مـدرن بـشري به جهت دريافت بينـش بـالايي از انسان، دانش اكنكار اين قابليت را دارد با كمترين امكانـات تمامي آنچه در زندگي خواستـاريم دست يابيـم. ونيـازي به سفـرهاي طولانـي وجستـجوبه جهت ملاقات با اساتيد و فلاسفه و سايرشاخصه هاي علـوم بشـري نيست. طبـق اصول ايـن دانـش هر فـردي نسبت به اوضاع فرهنـگي، اقتصادي، خانوادگي تمـامي امكانـات رشد وشكوفائـي او مهياست. تنـها به علت عـدم بينـش كافـي از چگونـگي ساختـار زنـدگي، بيشتـر به جـذب دست آويـزها وتكيه گاه هايي است كه دراصل مغايـرت نـاشي با روند شكوفائـي اوست. البته منظور قطع مسافرت وسايرارتباطات مملكتي و فرهنگي نيست. بلكه
بسياري هستند جهت كسب روشنگري بااتلاف وقت وپرداخت هزينه هاي گزاف ومشقـات فـراوان، خواستـاراستـادي هستنـد كه روشنگري را كسب نمايد.
لازم به تذكـر است اين دانش مدعـي اثبـات تعليمات خود نيست. هر فردي طبق تحقيق لازم و تجربه آن مي تواند اهميت وشناخت اين دانش را كسب كند. در تمامي ساختار دروني وبيروني اين دانش هيچ فردي مدعي اثبات اين دانش نيست بلكه روشـها و اصول آن لازم است تجربـه گردد. هرفـرد درهـروضعيتي از لحاظ عقيدتي، فرهنگي، وساير شاخص هاي تمدنـي كه در آن به دنيـا آمـده است، راه است وحقيقـت، پـس توانـائي لازم به جـهت كسب راه منحصر به فرد خويش را دارد. كه با تمامي باورهاي عقيدتي و اهداف انساني او، مغايرتي نداشته باشد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:56  توسط شبدا
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:51  توسط شبدا
براي جذب كردن مردم به سوي اكنكارهيچ اسراري وجود ندارد. هر چند بسياري از پيروان اك حرارت وشوق معنـوي خود را با ديگران در ميـان مي گـذارند، اما بـراي اعتقـادات همگان حرمتـي وسواس آميز قائلند. پيـام اكنكار با روندي تدريجي و يكنواخت بهترارائه مي شود. اين تعاليـم براي مخاطب قرار دادن وجه دروني افراد، يعني روح نگاشته شده اند ودرگـذر عواطف يا هراس هاي جويندگان معنوي را نيزناديده نمي گيرند.
بهترين راه شناختـن اكنكار خواندن يكي از دهها كتابـي است كه دربارهء آن نوشته شده است. در بيشتر كتب اكنكار به تمرينـات معنـوي اك اشـاره شده كه خواننـده مي تواند در خلوت و بر اساس سرعت مطلوب خود آنها را بيازمايد.
پيروان اك در تمام طبقات و مشاغـل گوناگون يافت مي شوند و تنـها وجه مشترك آنان، عشق به خداوند وسرسپردگي به شكوفايي معنوي است. آنان
ازهـر نـژاد ومسلـكي كه باشنـد، درجـامعهء خـود افراد مسئـوليت شنـاسي هستند و خود را به هيچگونه آيين و رياضت كشـي ويا طبقهء ممتـازي كه وجه تفاوت آنان با همسايگانشان باشد، محدود نمي كنند.
بيشتر افراد، راه اكنكاررا ازآن جهت در پيش گرفته اند كه پاسخ سئوالات
خود را در آموزش هاي ارتدكسي وسنتي نمي يافتند.
ارزش واعتبار تجربيات معنوي فـردي دراكنكاريك اصل است. با مطالعه يك كتـاب يـا استمـاع سخنـان يك دوست، تنـها مي تـوان درك محـدودي از جهانهاي معنوي به دست آورد.
براي ادارهء زندگي بايد با نظم و انظباط و اشتياقي راستين براي تجربهء خداوند بدان افزوده گردد. تجربهء نور و صوت زندگي را غني تر نموده، به مـا فرصتـي عطـا مي كنـد تا مشكـلات روزمره را از زاويـه اي مثبـت بنگريم.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:43  توسط شبدا
|
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:41  توسط شبدا
پـال درسـال 1965 كارگـاه هـاي آمـوزش سفـرروح را دركاليفرنيـا دايـر نموده، آموزشنامه هاي اكنكار را عرضه كرد. مؤسسـه اكنكـاررا در سال
1970 به عنوان مؤسسه اي غير انتفاعي تأسيس شد. پال در سال 1971 در حالي در گذشت كه عدهء بسياري را به وصل اك نايل كرده بود.
استاد حق درقيد حيات كنوني سري هارولد كلمپ است. وي درمزرعه اي در ويسكانسيـن بزرگ شد، به مدرسهء كشيشـي رفت، به مدت چهارسـال درنيروي هوايي ايالات متحده خدمت كرد وهنگام استقرارنيروها درژاپن،
اكنكار را يافت. او در سال 1969 توسط پال توئيچل وصل اك را دريافت نمود وبدين ترتيب شايستـگي ورود به عوالم الهـي را كسب كرد. او بعدها تاريخچهء خود را در كتابهاي "نسيم تحول"،"روح نوردان سرزمين هاي دور"،"كودك در سرزمين وحش" به رشتهء تحرير در آورد.
سري هارولد كلمـپ هرسـاله در سمينـارهاي اك كه درنقاط مختـلف جهان برگزار مي شود، هزاران نفر را مخاطب قرار مي دهـد. وي تاكنـون بيش ازچهل و پنج كتاب و آموزش نامه را به رشته تحريردرآورده وكماكان به نوشتن ادامه مي دهد
كه اين شامل مقالات متعدد و آموزشنامه هاي معنوي نيز مي شود.هزاران
نفراز مردم با بهره گيري ازرويكرد الهام بخش وعلمي او درامورمعنوي،
در زندگي خود به آزادي ، خرد وعشقـي عميق ترفرصتي فراهـم مي كند تا به تشخيص تجارب خود در زمينهء نور و صوت خداوند نايل شده، آنها را معتبر بشمارند.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:39  توسط شبدا
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:36  توسط شبدا
|
آموزگار تعاليـم اكنكار، استاد درقيد حيات است اين طريق هيچگاه ازاستاد
بي نصيب نبوده است. به همين دليـل اكنكارهمـواره خالص ودر تنـاسب با
سطح آگاهي روزعرضه مي شود. درآموزههاي اك ازمشاجرات ومباحثات
نظري وسياسي كه تا اين حد در تشكيلات بزرگ فراگيرهستند پرهيز شده
و بديـن وسيـله فرصت مناسبـي جهـت ديـدار بااستـاد واستماع سخنـان وي فراهم مي گـردد. استـاد كسي است كه طـريق خودشنـاسي وخداشنـاسي را طي نموده است.
هنگامي كه پال توئيچل در سال 1965 اكنكار را درجهان معاصر معرفي
كرد، حقـايق معنـوي را از حشو و زوائد آييني فرهنگ هاي گوناگون جدا كـرد ودرنتيجه براي عامهء مردم فرصتي پيش آمد تا درعين برخورداري اززندگي شاد، متعادل و سازنده، نور و صوت خداوند را نيزتجربه نمايند.
پال توئيچـل دراوايـل قرن حاضر در كنتـاكي متـولد شـده ودرخلال جنـگ جهاني دوم به خـدمت نيـروي دريايي ايـالات متحده درآمـد. درمقطعي كـه
مقـرر بود زندگـي پال متـحول گـردد، وي در كِسـوت جوينده اي جوان به گروهي ازاستادان معنـوي معرفـي شد. اينـان استـادان نظام وايــراگي اك بودند. هنگامي كه آنان پال را براي احراز مقام استادي تعليم مي دادند، او طيف وسيـعي از تعاليـم معنـوي را تحت نظر آموزگـاران مختلف مطالـعه كرد. آموزش هاي رفيع اك در چهارگوشهء جهان پراكنده بودند و پال اين تعاليم زرين نور و صوت را مجـددأ گردآوري كرده، آماده ومهيا به دست نسل بعدي سپرد.
وقايع ثبت شده در دندان ببر محصول همين تجربيات بود. سرانجام پال به صف استادان وايراگي پيوست وبا رسيدن به مقام استاد حق در قيد حيات، رسالت عرضهء اكنكار به جهان برعهدهء او گذارده شد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:33  توسط شبدا
|